اعتیاد جرم نیست یک بیماری است

10 / 10
از 1 کاربر
بازگشت به لیست مقالات » | چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 در ساعت 9 : 44 دقیقه | نظرات کاربران ( 0 )

 

 

پدرم درزماني که هنوزمن به دنيانيامده بودم به علت دردمفاصل که خيلي ازآن رنج مي برد به تجويز نادرست بعضي از افراد نادان به مصرف مواد مخدر پرداخت. به او گفته بودند ترياک دردت را کاهش مي دهد و مفيد است. پدرم به قصد درمان ازترياک استفاده نمود والبته پرواضح است که نه تنها درد مفاصلش درمان نشد بلکه به درد بي درمان اعتياد هم مبتلا گرديد و درکنارآن زندگي آينده اش تباه شد. بعد از تولد من و خواهر و برادرهايم با توجه به مشکلات زندگي که روز به روز بيشتر نمود مي کرد زندگي چهره زشت و مخوفش را به ما نشان مي داد. بي پولي، حرف مردم و بي آبرويي، دعواهاي پدر و مادر و همه خاطرات تلخ يک زندگي باعث شده  آرزو کنم اي کاش هرگز به دنيا نمي آمدم.

ولي باتوجه به تمام سختي هايي که متحمل شده ام فقط مي توانم باايمان کامل وباقاطعيت تمام بگويم: هرگز و هرگز هيچ يک از مواد افيوني و مخدر نمي توانند دارو و درمان محسوب شوند و همه آنها خود درد بي درمان و بلاي خانمانسوز هستند.

به اميد ريشه کن شدن اعتياد در تمام دنيا

وقتي صحبت از اعتياد مي شود غول بزرگي در ذهن تصور مي شود که هيچ کس حاضر نيست آن را در خانه اش راه دهد اما متاسفانه خواسته يا ناخواسته اين غول در زندگي بسياري از خانواده ها راه يافته است. ا ما بايد ديد قربانيان اين غول بيمار هستند يا مجرم.

يک روانشناس درباره اعتياد مي گويد: متاسفانه بسياري از افراد جامعه،  اعتياد به مواد مخدر  را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم مي دانند. اين مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر ميزان جرم و جنايت بيشتر از افراد عادي جامعه است شکي وجود ندارد; وليکن هر فرد معتادي مجرم نيست و بسياري از موارد جرم در افراد معتاد مستقيما در ارتباط با مشکل تهيه مواد مخدر و نياز بدني و رواني ايشان است. در واقع فردي که مصرف مواد مخدر نيازش را برطرف مي کند ; يک بيمار رواني محسوب مي شود.

چه افرادي مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند؟

دکتر علي عسکري ادامه داد: مطالعات مشخص نموده اکثر افرادي که به مصرف مواد مخدر وابستگي جسمي و رواني پيدا مي کنند از نظر ژنتيکي مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند و غالبا در نزديکانشان اعتياد به مواد مخدر شايع است. البته اين مطلب دليل آن نيست که هر شخصي که در بين نزديکانش اعتياد به مواد مخدر وجود ندارد، از نظر ژنتيکي مستعد ابتلا به بيماري اعتياد نيست; زيرا اولا ممکن است نزديکان شخص از نظر ژنتيک مستعد اين مشکل باشند ولي تاکنون اين استعداد به ظهور نرسيده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند; ثانيا اعتياد به مواد مخدر فقط در زمينه ژنتيکي نيست و تيپ شخصيتي افراد نيز نقش تعيين کننده دارد.

افرادي که شخصيت هاي خودشيفته، پرخاشگر و ضد اجتماعي دارند، مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند; زيرا مصرف مواد مخدر نيازهاي رواني ايشان را کاملا برطرف مي کند. از سوي ديگر افرادي با شخصيت هاي افسرده و اصطلاحا افراد با شخصيت هاي زود رنج و احساساتي نيز کاملا مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند. زيرا در اين افراد نيز مصرف مواد مخدر نيازهاي دروني و رواني را برطرف مي کند. به طور خلاصه مي توان گفت هر شخصي مي تواند مستعد اعتياد به مواد مخدر باشد. فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشي مي کند به گونه اي که احساس مي کند نيازهاي رواني يا ژنتيکي او را برطرف نموده است. بدين ترتيب از نظر رواني معتاد به مواد مخدر مي شود و به مرور با استفاده هاي مکرر از مواد به آنها وابسته مي شود. در اين مرحله اين شخص، بيماري است که به مواد مخدر معتاد شده است.

اعتياد به مواد مخدرچيست ؟

وي افزود: اعتياد به مواد مخدر داراي دو جنبه جسمي و رواني است.  علايمي چون: درد عضلاني، پرش عضلات، آب ريزش بيني، عطسه، اسهال و استفراغ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بيمار بروز مي کند که اين علائم با گذشت زمان 7 تا 21 روز، بسته به نوع ماده مخدر مصرفي برطرف مي شود. در پايان اين دوره است که بيمار سم زدايي شده و ترک بدني انجام داده است .اعتياد رواني همان تمايل بيمار به استفاده از مواد مخدر است که در دوره سم زدايي و تا مدت طولاني بعد از ترک، شايد سال ها طول بکشد. بيمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زيرا متاسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتي نظير فشارهاي رواني، افسردگي، اضطراب، مشکلات جنسي و ... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراين فردي که اعتياد را ترک  کرده است در برخورد با هر يک از اين مشکلات ممکن است که مجددا به مواد مخدر روي آورد.

 

 

 

آيا اعتياد به مواد مخدر قابل درمان است؟

اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: بيماري اعتياد به مواد مخدر، تقريبا يک بيماري مهلک است که به درمان طولاني نياز دارد و درمان آن با سم زدايي شروع شده و با ادامه درمان و ايجاد محيطي امن و عاري از فشارهاي رواني، قدم هاي بعدي درمان برداشته مي شود. اين اعتقاد که اعتياد درمان ندارد کاملا بي اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمان اعتياد طولاني مدت و سخت باشد; اما اميد به درمان و بهبودي ، بسيار بالاست.

آيا براي درمان اعتياد 

روش هاي گوناگوني وجود دارد؟

وي افزود: از زماني که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پديده اعتياد گرديد، درمان هاي گوناگوني نيز براي برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نيز اين روش هاي درمان پيشرفته تر و کامل تر مي شود. از درمان و ترک کردن در اردوهاي معتادان گمنام و درمان با داروي متادون گرفته تا جديدترين شيوه درماني که D.O.R.U  سم زدايي فوق سريع  است.

بيماران ، ترک جسمي را شروع مي کنند و همان طور که قبلا اشاره شد مرحله دوم درمان  يا به عبارتي مرحله تکميلي آن آغاز مي شود که درمان قسمت رواني آن است.

درمان هاي رواني چيست

و اصول آن بر چه پايه اي استوار است؟

وي افزود: بيماري اعتياد علاوه بر اين که از نظر جسمي، فرد را ناتوان و وابسته مي کند، يک نوع وابستگي رواني نيز در او ايجاد مي کند که حتي در مواقعي که از نظر جسمي هيچ گونه مشکلي ندارد و نياز جسماني ندارد هوس و ميل به مصرف مواد مخدر در او مي تواند دليلي بر شروع مجدد مصرف شود و اينجاست که نياز بيمار به درمان هاي رواني کاملا احساس مي شود.

بنابراين بايد نگرش و باورهاي بيمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر رواني، تنفر و انزجار جايگزين عشق و علاقه به مواد مخدر گردد. در حال حاضر درمان انتخابي و مطمئن روان درماني فردي، گروه درماني، کلاس هاي آموزشي، جانشين سازي، فعاليت هاي مناسب و تکنيک هاي آرام سازي جسمي - رواني است .

آيا خانواده و محيط بيمار در درمان اعتياد نقش دارند؟

دکتر عسگري مي گويد: ايجاد انگيزه در خانواده و همراهان بيمار و اين که خانواده  چه نقش مهمي در درمان بيمار معتاد  دارد، يکي از اهداف مهم درمان اعتياد است.

پس از سم زدايي جسمي، بيماران احتياج به حمايت هاي بسيار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که اين حمايت شامل حمايت رواني و برخورد صحيح و مناسب با بيمار است. اغلب خانواده ها و مردم، بيمار معتاد را يک مجرم مي دانند و متاسفانه در مسير تلاش در جهت بهبود بيمار خيلي سريع مايوس مي شوند و به اصطلاح، بيمار را غير قابل اصلاح مي دانند که اين نااميد شدن يکي از بزرگترين علل شکست در سير درمان است. درحقيقت اعتياد فقط يک بيماري عصبي - رواني مي باشد که احتياج به درماني طولاني مدت شامل حمايت هاي رواني بسيار دقيق از بيماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدايي، خانواده بايد اغلب رفتار و برخوردهاي لازم با بيمار را با توصيه هاي متخصصين روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زيرا کوچکترين حرکت اشتباه در مسير درمان مي تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بيماري شود.

آيا به راستي اعتياد قابل درمان است ؟

وي افزود: هم اکنون اعتياد به مواد مخدر يا ساير مواد روان گردان صرفا به عنوان يک بيماري مزمن عصبي رواني شناخته مي شود که با يک درمان سم زدايي، مرحله درمان شروع مي شود و با روان درماني براي مدت حداقل شش ماه ; شامل شرکت در کلاس هاي گروه درماني و مشاوره فردي  و حمايت بسيار دقيق و کامل خانواده و اطرافيان، ادامه مي يابد. بايد توجه داشت زماني بيمار ترک کامل رواني را انجام مي دهد که بعد از سير درمان ، به طور کامل از مواد مخدر، به معناي واقعي متنفر شده باشد، اگر بدين صورت مراحل درمان ادامه يابد به طوري که کليه فعاليت هاي درماني بيمار تحت نظارت گروه پزشکي و متخصص و در مراکز ترک اعتياد معتبر و مجرب صورت پذيرد، بدون شک اعتياد درمان مي شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بيمار به اعتياد به حداقل مي رسد.

بهترين راه درمان اعتياد به مواد مخدر کدام است؟

دکتر عسکري يادآور شد: جهت درمان بيمار مهمترين مرحله، تحقيق خانواده و بيمار در جهت يافتن بهترين و موفق ترين مراکز درماني مي باشد که مسلما براي اين منظور بايد به مراکز مختلف مراجعه شود و با سيستم درماني ، آشنايي حاصل  و اطمينان کامل ايجاد شود به طوري که با تماس مستقيم با بيماران درمان شده، نظارت بر فعاليت هاي درماني مرکز ترک اعتياد و ميزان حمايت از بيماران مي توان تا حدود زيادي نسبت به ميزان موفقيت، اعتماد حاصل نمود.

در پايان و به طور خلاصه لازم به توضيح است که در درمان اعتياد بايد توجه داشت که آن را فقط يک بيماري مزمن دانست و بيمار بايد با حمايت هاي کامل خانواده، مرکز ترک اعتياد و اطرافيان و با اميد به روزي که اين بيماري در جهان ريشه کن شود و با کمترين فشارهاي رواني درمان شود.

چه کنيم تا فرزندانمان معتاد نشوند

دکتر عسکري در اين باره گفت: اولين گام مهم  براي پيشگيري و کمک به فرزندان اين است که والدين، خود به مواد مخدر معتاد نشوند.  اين  مربوط به زماني است که پدر و مادر هنوز صاحب فرزندي نشده اند. موادي همچون  نيکوتين بر روي جنين  به ويژه  در سه هفته نخست بارداري اثرات مخربي بر جاي مي گذارد. پژوهش ها حکايت از آن دارند نوزاداني که از مادران معتاد به دنيا مي آيند ممکن است در مراحل زندگي، بيشتر در معرض خطر اعتياد قرار گيرند.

وانگهي کارشناسان د راين مورد هم عقيده اند که توجه  مهرآميز، در شکوفايي خود ارزشمندي، به طور هميشگي اهميت دارد و کمبود آن دليل عمده  پناه بردن به دامن مواد مخدر است. بنابراين پيش  از شروع دوران تحصيل بايد رهنمودهاي رفتاري خانوادگي چون درستي و شرافت، انصاف، عدالت، احترام به ديگران و رعايت قانون را بنيان نهاد .

نخستين درس ها

به محض اين که کودک شما به سني رسيد  که تا حدي خوب را از بد شناخت، به وي بفهمانيد که امکان دارد برخي فرآورده ها از آن جمله مواد شوينده  و پاک کننده ها، هوا پخش ها و داروها سمي باشند.

دوران دبستان

وي افزود: بچه هاي پنج  تا 9 ساله از راه تجربه اندوزي چيز مي آموزند. در چنين سنيني آنان قادرند از واقعيات  به توهمات و خيالبافي پرداخته و باز به دنياي واقعي برگردند بي آنکه حتي تفاوت اين دو را باز شناسند. به هر حال آنچه  را که مي بينند برايشان کاملا حقيقي و باورنکردني است. از نظر کودکان خردسال، نه گفتار پدران و مادران، بلکه کردارشان مهم است. چنانچه بچه ها سيگار کشيدن پدر و مادر خود را ببينند، به احتمال زياد همين راه  را در پيش مي گيرند.

گزينش هاي صحيح

او گفت: حال زمان آن رسيده است که به فرزندانتان درس تصميم گيري مستقل و «دنباله رو نبودن» را بياموزيد.

مادر نوجواني مي گويد: من مي خواهم به بچه هايم بفهمانم صرف اين که کسي به آنان مي گويد کاري را انجام  دهند دليل بر درست بودن آن نيست. اگر ترديد دارند که عملي صحيح است يا نه، حتما  با فرد مطمئني  مشورت کنند.

در سال هاي آخر دبستان  بسياري از  بچه ها متوجه مي شوند که کدام يک از هم شاگردي هايشان به استعمال دخانيات و مصرف مواد مخدر روي آورده اند.

خطرات بو کشيدن

در سنين بين پنج تا 9 بچه ها با استنشاقي هايي ( بو کشيدني ها ) سر و کار پيدا مي کنند; مانند هوا پخش هاي تحت فشار شامل رنگ ها، افشانه هاي آشپزي يا چسب. در اين سن آنها دوست دارند اين قبيل مواد فرار را استنشاق کنند تا تغيير حالت را بيازمايند. اين حقيقت که ممکن است  چنين  لذتي زودگذر به آسيب دائمي  مغز و بالاتر از آن به مرگ بينجامد، به ذهن اين خردسالان خطور نمي کند.

يکي از مهمترين آموزش هايي که پدر و مادرها مي توانند در اين  سن به بچه ها بدهند اين است که چگونه جواب منفي دهند.

کمک کنيد تا فرزندانتان به جاهايي که احتمالا  در آنجا ناچار به مصرف مواد مخدر مي گردند نروند. اگر يک مهماني در کار است حتما بپرسيد: چه کس ديگري دعوت شده است؟ آيا پدر و مادر صاحب خانه درمنزل هستند؟

عسگري مي گويد: آخرين چاره اين است که به فرزندانتان بگوييد اگر مکان مورد نظر را دل آزار و زجر آور تشخيص  دادند فورا آنجا را ترک کنند.  وي خاطر نشان مي سازد به فرزند گوشزد کنيد: اگر در دستشويي بوي ماري جوانا يا حشيش و بنگ به دماغت خورد فوري به دستشويي ديگر برو. به فرزندانتان توضيح دهيد که مواد مخدر چه ضررهايي دارند.  در آغاز دوران نوجواني، بچه ها به طور روزافزوني به فيلم هاي تلويزيوني و مملو از تصاوير مواد مخدر روي مي آورند.

 فقط گفتن اين که فرزندانمان تصميم گرفته اند به سينما بروند کافي نيست. بايد پرسيد  که براي ديدن کدام فيلم مي خواهيد برويد  و در اين مورد بررسي مي کرديم. اين همان کاري است که ضرورتا  بايد انجام داد . از لحظات  آموزش  هم بايد سود جست  مثلا" وقتي که با تمام اعضاي خانواده جلوي تلويزيون نشسته ويک برنامه مبارزه با مواد مخدر را تماشا مي کنيد،  اين  «لحظه حساس»  را سکوي پرتابي  بدانيد. شما مي توانيد  بلافاصله در باره مضرات مواد مخدر و ... با بچه ها سخن بگوييد تا جايي که نه آنان را تحت فشار قرار دهيد و نه تهديدشان کنيد. پيام خود را کوتاه و نه موعظه وار به گوششان برسانيد ولي بدانيد که انجام پياپي اين عمل نشدني است .

راستي شما راجع به اعتياد چگونه با فرزندانتان صحبت مي کنيد؟  بهتر است  از هر جا که مي توانيد آغاز کنيد و از اين که گاه به حرف هايتان توجه نمي کنند، آزرده خاطر نگرديد. مفهوم يک مورد را کاملا  روشن سازيد و بر اين موضوع شديدا تاکيد کنيد که اعتياد خطرناک است و شما نمي خواهيد فرزندانتان به دام آن گرفتار شوند.

دوره راهنمايي

او ادامه داد: اين دوران شايد آسيب پذيرترين  عهد زندگي نوجوانان باشد که  طي آن فشار رواني با انتقام جويي و کينه ورزي توام مي گردد. آنان  موهايشان را بلند  مي کنند يا ممکن است از ته بتراشند. لباس هاي عجيب و غريب مي پوشند. به موسيقي تند و پرسر و صدا گوش مي دهند. بچه هاي در اين سن وسال راجع به همه چيز کنجکاوند و مايلند هر چيزي که آنان را به اصطلاح بي خيال مي کند امتحان نمايند.

براي پدران و مادران حياتي است  که تمام راه هاي ارتباطي را باز نگه دارند. اکثر اوقات که پدر ومادر سرگرم استراحت هستند خيال مي کنند  که بچه ها  به کار خويش مشغولند ليکن نمي دانند که امکان دارد  اين آزادي به فاجعه بدل گردد. والدين عزيز:  سال اول دوران راهنمايي را همچون دوره کودکستان بپنداريد. کيف مدرسه بچه ها را بازبيني کنيد. بخواهيد تکاليفشان را به شما نشان دهند. بگذاريد به طور شايسته مسووليت هاي مدرسه جديد خود را بپذيرند.

نترسانيد، بلکه آگاهي دهيد

وي افزود: اکثر آموزگاران مجرب عقيده دارند که  اگر  مي خواهيد  نوجوانان در اين دوره در برابر فشارهاي رواني  و وسوسه هاي پيرامونشان پايداري کنند بايد «مجهز به اطلاعات باشند» نه «ترسو». متاسفانه  بيشتر پيام هايي که به نوجوانان داده مي شود به قصد ترساندن آنهاست. امروزه اطلاعات اغلب بچه ها  در باره مواد مخدر بيش از پدران و مادران  است.

وي به دنبال اين سخن مي افزايد: به همين دليل است که پدر و مادر بايد  بررسي خويشتن را انجام داده و اطلاعات صحيحي در زمينه  مواد مخدر به اطلاع بچه ها برسانند. اين اندرز  را بي درنگ آويزه گوش خود کنيد:  گفت وگو درباره خطرات دراز مدت بهداشتي با نوجواناني که در دوره راهنمايي تحصيل مي کنند، اثر  چنداني ندارد . دلخوشي بچه ها در چنين دوره اي اين است که در نظر همسالان خود خوب جلوه کنند. به آنان خاطر نشان سازيد که سيگار کشيدن به بدبويي دهان و زردي انگشتان مي انجامد. مطرود دوستانشان مي گردند.

ايجاد محدوديت

بسياري از جواناني که از مواد مخدر استفاده مي کنند صرفا  به اين خاطر است که دوستانشان تن به اين کار مي دهند. براي اين که توانايي فرزندتان  از لحاظ مقاومت و زير بار اعتياد نرفتن استحکام  يابد، معاشران او و پدر و مادرشان را بشناسيد و رفت و آمدهاي وي را زير نظر  داشته باشيد. سوق دادن بچه ها به مسير مناسب، هميشه کار آساني نيست. بازداشتن آنان از معاشرت با دوستي «ناباب »  ممکن است فقط به اصرار بيشترشان به ادامه دوستي منتهي گردد .توصيه من اين است که دوستانشان را عاقلانه انتخاب کنند.

 سرگرم و  مشغول بودن

بر حسب پژوهش هاي به عمل آمده، نوجواناني  که از احوالشان غافل مانده ايم  يا دست به کاري نمي زنند، به احتمال زياد به دامن  مواد مخدر پناه مي برند. فرزندانتان  را سرگرم  کنيد و به قول يکي از مربيان: اگر  شما فرزندانتان را به کاري مشغول نکنيد آنها گرفتارتان مي کنند. بر پدران و مادراني  که  فرزند دانش آموز در دوره  راهنمايي تحصيلي دارند واجب است  که برنامه  فعاليت هاي فوق برنامه و روزمره براي فرزندانشان تنظيم کنند و از اين  راه حس مسووليت  پذيري آنها را استحکام بخشند.

نقش والدين

تحقيقات بيست ساله علمي نشان داده است که دخالت مستقيم پدر و مادر  در زندگي فرزندانشان مهمترين  عامل حمايتي آنها به شمار رفته و در باز داشتن آنان از سقوط  در دام اعتياد موثر است. مادري مي گويد: پدر و مادر نه «کليد» بلکه «شاه کليدند». اينان بايد از هرگونه دگرگوني به ويژه  دگرگوني رواني و رفتاري  فرزندان خود با خبر باشند. از اين رو توصيه مي کنيم که پدر و مادر مرتبا با اولياي مدرسه تماس داشته  و از وضع آنها آگاه گردند .

 دبيرستان

در اين دوره فشارهاي رواني همچنان پابرجا هستند. نخستين اولويت براي جوان، پذيرفته شدن در دسته ها و گروه هاي جوانان است. هرچند حساسيت  ايشان  نسبت به دوران نوجواني  اندکي کاهش يافته، ولي تمايل به مواد مخدر در اين مرحله فزون تر مي گردد;  خاصه زماني که موفق به دريافت گواهينامه رانندگي خود مي شوند. در اين سن بايد به آنان گوشزد کرد به همان اندازه  که مشروبات الکلي و مواد مخدر براي بدنشان ضرر دارد، ممکن است وادارشان سازد  به اموري دست بزنند که به همان اندازه مي تواند  زيانبار باشد. پرسش  مهمي که با پاره اي از پدر و مادرها  مطرح مي شود اين است که چنانچه من قبلا  در جواني  سيگار مي کشيدم  يا به موادي از اين قبيل روي مي آوردم، حالا اگر فرزندمان بفهمد چه مي شود؟ مناسب ترين پاسخ اين است که عين حقيقت را بگوييد و شرح دهيد که در جواني مرتکب اشتباهي  شده بوديد.  احتمال دارد نسبت به بازگو کردن مسائل خودتان دورويي کرده و واقعيت را بيان نکنيد.  ليکن نبايد در مورد بچه ها چنين عملي را انجام دهيد.

صريح باشيد

اطمينان حاصل نماييد که فرزندتان با قواعد و قوانين آشنايي دارد و مي داند که اگر قوانين ، ناديده گرفته شوند چه پيامدهايي حاصل مي گردد؟

ثابت قدم باشيد

جوا ب منفي دادن، هميشه کار ساده اي نيست نه براي پدر و مادر و نه براي جوانان; ولي در مواردي که پاسخ شما مثبت نيست، صراحت آن را بيان کنيد.

منطقي باشيد

وقتي قانون و قاعده اي نقض مي شود ، مجازاتي بيش از حد مقرر، در نظر نگيريد و بدانيد تنبيه و مجازات، آن زمان اثربخش است که با تخلف صورت گرفته هماهنگ باشد .

گوش فرا دهيد

سعي کنيد که در گفت و گو فقط خودتان سخنگو نباشيد، بلکه به سخنان  جوانان خوب گوش  بسپاريد و به اصطلاح  براي حرف هاي آنان شنونده خوبي باشيد. در اين صورت خواهيد توانست از ميان صحبت ها، به نظراتشان پي ببريد. آموزشگاه، جامعه، نيروي انتظامي و انجمن هاي مبارزه با مواد مخدر همگي مي کوشند جوانان را از استعمال مواد مخدر دور سازند اما هيچ کدام از آنها قادر نيستند جاي خالي خانواده را پر کنند. مسووليت پدر و مادر از اين بابت بس خطير است. نظر کارشناسان اين است که چنانچه  فردي در دوران جواني به سوي اعتياد کشانده نشود، در سنين ميانسالي به اين سو حرکت نخواهد کرد. با فرزندانتان صحبت و گفت وگو کنيد;  به سخنانشان گوش فرا دهيد; اصول ارزشي را برايشان توصيف کنيد و به خاطر بسپاريد; فرزندانتان شما را الگوي خويش قرار مي دهند.  و اما آنها که قصد دارند از شر اعتياد خلا ص شوند بايد اين قدمها را بردارند. 

دکتر عسکري مي گويد: افرادي که قصد ترک کردن دارند و به عضويت انجمن بازپروري معتادان (NA) درآمده اند. بايد اين تلقين را به خود بگويند.

به خودت بگو:

فقط براي امروز: افکارم را بر روي بهبوديم متمرکز خواهم کرد زندگي مي کنم وبدون مصرف هيچ گونه ماده مخدري روز خوبي خواهم داشت.

فقط براي امروز:  به کسي درNA اعتماد خواهم کرد کسي که مرا باور کند و مي خواهد به من کمک کند.

فقط براي امروز: برنامه اي خواهم داشت وسعي خواهم کرد به بهترين شکل ممکن انجام دهم .

فقط براي امروز: به کمکNA  سعي خواهم کرد از زاويه بهتري به زندگيم نگاه کنم.

فقط براي امروز: ترسي نخواهم داشت و به روابط تازه ام وآنها که چيزي مصرف نمي کنند وراه تازه اي براي زندگي پيدا کرده اند فکر خواهم کرد مادامي که اين راه را دنبال کنم از هيچ چيز واهمه نخواهم داشت.زماني که ما به برنامه  معتادان گمنام آمديم تصميم گرفتيم زندگيمان را به مراقبت يک نيروي برتر بسپاريم. اين تسليم مارا از بار سنگين  گذشته وترس از آينده خلاص مي کند. موهبت امروز اکنون در دست ماست  مازندگي را به همان شکلي که الان هست مي پذيريم و از ان لذت مي بريم. وقتي که ما ازپذيرش واقعيت امروز سر باز مي زنيم در حقيقت ايمانمان به نيروي برتر را انکار مي کنيم که تنها  باعث رنج بيشتري است.ما مي آموزيم که: امروز: هديه اي است بدون ضمانت. با اين باور ناچيز بودن گذشته و آينده ونيز اهميت اعمال امروزمان براي ما واقعيت مي پذيرد وزندگي مان را ساده مي سازد.وقتي ما روي اعتيادمان تمرکز مي کنيم کابوس مواد مخدر توسط نور يک واقعيت جديد محو مي شود. ما متوجه مي شويم زماني که مشکل داريم مي توانيم به يک معتاد در حال بهبودي ديگر جهت بيان احساساتمان اعتماد کنيم. توسط مشارکت در مورد گذشته مان با معتادان ديگر مي فهميم که ما منحصر به فرد نيستيم و نکاتي مشترک داريم.حرف زدن با ساير اعضايNA  چه ما در باره تلاش ها وسختي هاي روزمان با آنها مشارکت کنيم چه اجازه دهيم آنها مشارکت کنند راهي است که نيروي برترمان مي تواند از آن راه توسط ما کار خود را انجام دهد اگر امروز پاک وبه نيروي برتر ودوستان مان درNA  نزديک هستيم ديگر لازم نيست که بترسيم. خداوند ما را براي اشتباهات گذشته مان بخشيده وفردا هم هنوز نيامده است. مراقبه وتهيه تراز نامه شخصي به ما در کسب آرامش وراهنمايي در طول روز کمک خواهد کرد. ما لحظاتي از زندگي معمول روزانه مان را صرف تشکر از خداوند بدان گونه که او را درک کرده ايم مي کنيم که به ما توانايي روبرو شدن با امروز را داده است.

فقط براي امروز: تمام ابعاد زندگي ما را در بر مي گيرد وتنها به پرهيز از مواد خلاصه نمي شود. بايد با واقعيت هاي زندگي روبه رو شد.بسياري از ما احساس مي کنيم که خداوند انتظار زيادي از ما ندارد جز اين که کارهايي را انجام دهيم که امروز قادر به انجام شان مي باشيم.کار کرد برنامه و 12 قدمNA  چشم اندازجديدي از زندگي را به ما ارزاني  داشته است .امروز ما ديگر احتياج نداريم براي اين که چه کسي هستيم بهانه بتراشيم. تماس روزانه ما با يک نيروي بر تر خلا» دروني ما را که  باهيچ چيز پر نمي شد پر مي کند. امروز زندگي کردن براي ما رضايت بخش است. با راهنمايي نيروي برترمان ما ميل به مصرف را از دست مي دهيم. امروز تکامل ديگر براي ما هدف نيست ما مي توانيم به اندازه کافي شايسته باشيم.مهم اين است  تا به خاطر داشته باشيم که هر معتادي که بتواند يک روز پاک بماند يک معجزه است. شرکت در جلسات کار کردن قدم ها، مراقبه روزانه ومشارکت با اعضا عواملي هستند که باعث مي شوند ما از نظر روحاني سالم بمانيم  زندگي مسوولانه امکان پذير است.

ما مي توانيم عشق به انجمن وامنيت موجود در روش جديد زندگيمان را جايگزين تنهايي و ترس کنيم. ما ديگر مجبور نيستيم تنها باشيم در انجمن ما دوستان واقعي زيادي پيدا کرده ايم که هرگز فکرش را هم نمي کرديم.تاسف به حال خود ورنجش جاي خود را به تحمل وايمان مي دهند. به ما آزادي آرامش وشادي ارزاني شده است که نااميدانه به دنبال شان مي گشتيم.

اتفاقات خوب وبد زيادي در طول روز براي ما رخ مي دهد. اگر ما قدر هر دو را ندانيم امکان دارد فرصت رشد کردن را از دست بدهيم. اصولا  ما براي زندگي در صورتي که از آنها استفاده کنيم ما را در بهبودي ياري خواهند داد. ما در مي يابيم که تداوم روزانه و مستمر ضروري است.

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :